تبليغاتX
html> خلیل جوادی ---- گفتگو ها

خبر آنلاین

 فرهنگ > ادبیات  - خلیل جوادی: دیگر قصد ندارم در این دولت کاری انجام دهم.

«پیش از ایــنها حـــال دیگر داشـتم، هرچــه می‌گفتند بـــــاور داشــتم /  بین جــمع ایســـــتاده بـر نمـــــاز، ابن ملجــــم‌ها فـــراوانند بــاز» این بیت‌هایی است از خلیل جوادی که در شعر «خیابان خواب ها» ی او آمده است.
شعری که در دولت خاتمی مجوز چاپ گرفت و در مجموعه شعرهایی با همین نام منتشر شد.

صندلی ریاست جمهوری که به فرد دیگری واگذار شد، بالطبع سیاست‌های دیگری هم باید ابلاغ می‌شد. اما با همان سیاست‌های ابلاغی جدید، «خیابان خواب‌ها» در دولت نهم هم مجوز تجدید چاپ گرفت و از طرف دیگر این ترانه توسط علیرضا عصار هم خوانده شد تا این شعر در قالب موسیقایی هم به گوش بخورد. اما بعد از این، اتفاقات جالبی افتاد که باید از زبان خلیل جوادی از آن مطلع شد؛ «ترانه «خیابان خواب‌ها» را که قبلاً به چاپ رسیده بود در مجموعه دیگری گذاشتم که «سمفونی جیرجیرک ها» نام داشت. اما ترانه «خیابان خواب‌ها» و سه تای دیگر ممیزی خورد. در دولت هشتم کارشناس‌ها تصویب کردند و دولت بعدی آمد و همه مجوزهای صادر شده را باطل کرد ولی بازهم در دولت نهم تجدید چاپ شد. سیاست جدید از مدیریت جدید طبیعی است. اما مگر کارشناسان تغییر کرده‌اند که شعر مجوز گرفته، ممیزی خورده است؟ این وسط فقط هنرمند خسارت می‌بیند.»

او درباره نحوه ممیزی هم گفت: «کارشناسان دستور به حذف شعر نمی‌دهند. مثلاً از بیست بیت، فقط بعضی ابیات را حذف می‌کنند که مثل شیر بی‌یال و دم می‌شود.» در جواب این سؤال که پیگیری‌هایتان به کجا رسیده، جواب داد: «نیت پیگیری در شرایط فعلی را ندارم. از چاپ کتاب هم منصرف شدیم. می‌خواهیم زمان بگذرد تا زمان خیلی از مشکلات را حل کند. قصد ندارم در این دولت کاری انجام دهم. نظر غیرکارشناسی می‌دهند و فقط اعصاب طرف را خرد می‌کنند. مثل دیگر دوستان در خانه می‌نشینم و فعلاً قصد ندارم به هیچ کار دیگری بپردازم.»

لحن صدای او که با چاشنی بی‌انگیزگی همراه شده بود، این گونه ادامه پیدا کرد: «خیلی دوست ندارم حرف‌هایم جهت سیاسی داشته باشد. اگر قرار باشد نسبت به این دولت صحبت کنم، غیر محافظه‌کارانه حرف می‌زنم.»

او که در دولت دهم، سیاست سکوت و گوشه نشینی را انتخاب کرده، برای این کارش علت هم دارد: «در خوش‌بینانه‌ترین حالت این است که دولت دهم، سیاست‌های دوره قبل را تکرار کند. اما پیش‌بینی می‌کنم که این فضا بسته‌تر هم بشود. مجموعه «سمفونی جیرجیرک‌ها» شامل آخرین ترانه‌های من است که مدتی قبل توسط نشر آوای کلار به ارشاد فرستاده شد و ممیزان کتاب به حذف چند ترانه از آن رأی داده‌اند.

مجموعه طنزی هم با عنوان «محکمه الهی» آماده نشر دارم که گمان می‌کنم در صورت فرستادن این مجموعه به ارشاد، مجوز نشر صادر نشود و به همین دلیل ناشرانی هم که با من مذاکره کرده‌اند از پذیرش و انتشار آن منصرف شده‌اند. من هم فعلاً قصد پیگیری ندارم.»

کد خبر: 14745
زمان انتشار: شنبه 24 مرداد 1388 - 22:01:34
نوشته شده توسط خلیل جوادی در جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت 23:44 | لینک ثابت |

 
 

 

 


 
 
 
 
 
شعر طنزي براي ميرحسين موسوي/ويدئو
در پايان نشست ميرحسين موسوي با اهالي فرهنگ و هنر، خليل جوادي، شاعر طنزپرداز کشور، شعري را در وصف ميرحسين براي حاضران قرائت کرد. امکان دسترسي به نسخه اينترنتي و بلوتوث اين شعر توسط کلمه فراهم شده است.
گزارش تصویری؛ 
حاشیه های دیدار میرحسین با اهالی فرهنگ و هنر
دیدار میرحسین موسوی با اهالی فرهنگ و هنر حاشیه هایی نیز به همراه داشت. بعضی از این حاشیه ها، گرچه از دید بسیاری از دوربین ها جاماند؛ اما، خاطراتی را رقم می زند که شاید سالها بعد درآرشیوهای الکترونیک بسختی بتوان پیدایش کرد.
 
 
ميرحسين موسوي در ديدار با اهالي فرهنگ و هنر؛
باور من «دولت فرهنگی و فرهنگ غیردولتی» است

باید از فضایی بترسیم که محدود و آمرانه و اثرگذار بر خلاقیت هنرمندان باشد. بنابراین بهترین کارهای هنری در کشور ما کارهای بدون دستور و برخاسته از نیازهای عمیق فکری و فرهنگی است و در این راستا دولت فرهنگی می‌تواند به هنرمندان نشان دهد که آن‌ها را به عنوان یک فرصت تلقی می‌کند.
 
    
نوشته شده توسط خلیل جوادی در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 ساعت 10:40 | لینک ثابت |
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۸۷

 

   

گفت‌ و گو با خلیل جوادی، سُراینده‌ی ترانه «خیابان ‌خواب‌ها» و شعر طنز «محکمه الهی»

«ما ایرانی‌ها سلیقه‌مان را تحمیل می‌‌کنیم»

مینو صابری

خلیل جوادی، اهل زنجان از شاعران و ترانه‌سرایان معاصر ایران است که پیش‌ترها با شعر «خیابان خواب‌ها» به شهرت رسید.

چندی ا‌ست که خلیل جوادی به شعر طنز روی آورده و در کنار اشعار و ترانه‌هایی که سروده، اشعار طنز او مورد توجه عموم قرار گرفته است.

«محکمه الهی»، یکی از سروده‌های پرآوازه‌ی خلیل جوادی است. برای آشنایی بیشتر با این شاعر و طنزپرداز با او به گفت و گو نشستم.

Download it Here!

از چه زمانی به شعر طنز روی آوردید؟

من  سرودن را با شعر جدی شروع کردم منتهی دوستانم بر این عقیده بودند که ته‌مایه‌ی طنزی در شعرهای جدی، به‌خصوص در رباعیاتم هست.

شاید در طول این مدتی که به صورت حرفه‌ای، کار شعر می‌کنم، حدود ۲۰ سال شعرهام جدی بوده است. دو، سه سال است که به صورت جدی، طنز کار می‌کنم.

از دیدگاه شما، کادربندی طنز فارسی و خط قرمزها چیست، آیا فکر می‌کنید توانسته‌اید به این خط نزدیک شوید، یا احتمالاً از آن گذشته‌اید، چقدر گذشته‌اید؟

خط قرمز چیزی نیست که من یا هر هنرمند دیگری تعیین کند. خط قرمز را معمولاً دیگران تعیین می‌کنند. حقیقتش را بخواهید، خیلی خط قرمز نمی‌شناسم، البته می‌شناسم ولی دوست دارم نشناسم.

خط قرمزها هم برای همه مشخص است.  با توجه به تفکرو اعتقادات مخاطب (‌نه این‌که دقیقاً هرچه آن‌ها می‌خواهند ما بگوییم) باید آن‌چه خودمان می‌خواهیم برای آن‌ها بگوییم منتهی باید رعایت حساسیت‌های آن‌ها هم بشود.

به هر حال در طنز، شوخی هست، آدم باید خیلی مواظب باشد که به مقدسات مردم توهین نشود، این‌ها خط قرمز است.


خلیل جوادی، شاعر و ترانه‌سرای معاصر ایران

به واسطه‌ی همین خط قرمزهایی که فرض کنیم، ارشاد تعیین می‌کند تا حالا از ارشاد تذکری شنیدید؟

بله، خصوصاً در طنز. یکی دو مورد که می‌خواستم مجوز بگیرم چند بیتی را حذف کردند. معمولاً به این نوع خط قرمزها معتقد نیستم. آن‌قدر دایره‌ی سیاست کلی وزارت ارشاد تنگ نیست که بعضی از آدم‌های سطحی‌نگر و تنگ‌نظر می‌خواهند این دایره را تنگ‌تر به دیگران نشان دهند.

همین شعر «محکمه الهی» که شما و دیگران شنیده‌اید، با حذف یکی دو بیت در وزارت ارشاد مجوز گرفته است. به هر حال، طبیعی بود که این حساسیت‌ها هم باشد، البته از نظر آن‌ها نه از نظر من.

در این مورد، با شما اختلاف نظر دارم، خیلی از مطالب‌ بسیاری از نویسندگان و اهالی قلم زیر تیغ سانسور می‌رود و شاید بخش عمده‌ی کتابشان حذف می‌شود، این تنگ‌نظری نیست؟.

درست است، می‌فهمم چه می‌گویید. من که اول اشاره کردم تنگ نظری وجود دارد، بعضی وقت‌ها هم سلیقه‌ی افراد است.

  بستگی دارد آن کسی که اثر هنری‌اش را ارائه می‌کند، چقدر اعتبار هنری داشته باشد.

کارشناسانی که در شورای شعر وزارت  فرهنگ و ارشاد اسلامی نشسته اند ،این بزرگوارن نسبت به من همیشه لطف دارند و می‌گویند وقتی اسم تو را زیر یک شعر می‌بینیم، نخوانده امضا می‌کنیم. این احترام و اعتباری است که برای من که شاید در حد شاگردان آن‌ها هم نباشم، قائل هستند.

بعضی‌ها کارشان ضعیف است، می‌رود ارشاد، سانسور که نه، رد می‌شود، بعد این‌ها قضیه را جور دیگری عنوان می‌کنند.

نمی‌خواهم از سیاست‌های ارشاد دفاع کنم، در واقع سیاست‌های ارشاد مورد نقد من است، ولی می‌خواهم قضاوت منصفانه‌ای داشته باشم. یعنی به این قضیه، یک نگاه بی‌طرفانه و منصفانه داشته باشم. نه به آن شوری شور و نه به این بی‌نمکی.

نه در آن حد که بعضی‌ها می‌گویند و نه در این حد که بعضی‌ها تعریف می‌کنند. یک چیز بینابین است. به هر حال، آن‌جا هم چند کارشناس نشسته‌اند، می‌فهمند شعر و داستان چیست، در عین حال محدودیت‌هایی هم وجود دارد. آن‌ها ناچار هستند فضای کلی حاکم بر کشور را رعایت کنند.

با توجه به فرمایشات شما، برداشت من این است که در ارشاد سلیقه‌ای برخورد می‌شود.

سلیقه‌ای هم برخورد می‌شود، نه فقط در آن‌جا، در همه جا برخورد می‌شود. وقتی می‌خواهید از یک فروشگاه لباس بخرید، موقع انتخاب، فروشنده هم اعمال سلیقه می‌کند.

این طبیعت ما ایرانی‌ها است که سلیقه‌مان را تحمیل می‌کنیم، فکر می‌کنیم این قانون است. در همه جا هست در ارشاد هم هست.

شما به عنوان کسی که شعر طنز می‌گوید شهرت پیدا کرده‌اید، کارهای دیگر غیر از طنز چه دارید؟ آیا کتابی از شما چاپ شده است؟

اولین کتابی که از من چاپ شد به صورت جُنگ . همراه با آثار ۱۰ شاعردیگر که یکی از آنان من بودم. اسم این کتاب «در سایه غزل»  بود که در سال ۷۶ چاپ شد.

کتاب‌های مختلف دیگری هم چاپ شد که باز به‌صورت جمعی بود.

مثل کتاب «طنز امروز ایران».

 این کتاب توسط سید ابراهیم نبوی گردآوری شد، که آثار طنز شاعران معاصر ایران بود، چند شعر کوتاه و یک بیوگرافی هم به ‌صورت طنز از من چاپ شد.

دو کتاب دیگر راهم حوزه هنری چاپ کرده که آن هم به صورت جُنگ است و هر دو طنز و با نام‌ «در حلقه رندان»، آثار من در این‌ها هم چاپ شده.

انتشارات آوای کلار در سال ۸۳‌، یک مجموعه مستقل با نام «خیابان خواب‌ها» از من چاپ کرد که اکنون نایاب و در حال تجدید چاپ است. مجموعه ترانه‌های من با نام «سمفونی جیرجیرک‌ها» در مرحله اخذ مجوز است. آخرین کتاب من، مجموعه طنزها است که احتمالاً به اسم «محکمه الهی»‌ منتشر خواهد شد.

شما در اشعار طنزتان گاهی تکنیک غافلگیر کننده‌ای به‌کار می‌برید، این‌ها اتفاقی پیش می‌آید یا وقتی‌ قرار است شعری بگویید تصمیم دارید از این تکنیک استفاده کنید؟

اساساً شروع شعر یک چیز ارادی نیست. شعر مثل مرض صرع می‌ماند و بدون این‌که آدم خودش خبر داشته باشد، می‌گیرد. شروعش این‌طور است، هر شاعر‌ی وقتی شعر را شروع می‌کند شاید خودش نمی‌داند چه خواهد شد.

در واقع مثل شیرجه زدن به زیر آب است، از کجا شیرجه بزند و از کجا بیرون بیاید. این‌ها ناخودآگاه است .

بیست در‌صدش شاید ارادی و کوششی باشد.

 گاهی اوقات  آن بیست درصد هم دخیل است و بقیه‌اش ناخودآگاه .

زمانی که اشعار شما را می‌خوانیم، به آن شکل که دکلمه‌اش را از خودتان می‌شنویم، گیرا نیست، این ضعف شعر است؟

نه. اگر ضعف شعر باشد من هم که بخوانم ضعیف است . یک شعر

ضعیف را هر کسی بخواند، ضعیف است. شاید من شعر را درست می‌خوانم. شاید دیگران در خوانش مکتوبش مشکل داشته باشند. در رابطه با این قضیه فقط این را می‌توانم بگویم.

در عین حال خود شاعر همیشه شعرش را بهتر از دیگران می‌خواند، برای این‌که تأکیدهاش به‌جا است، خودش بهتر می‌تواند حس را القاء کند.

شاید این‌ها مزید بر علت می‌شود که به نظر برسد شعر با صدای خود شاعر قوی‌تر است، در صورتی‌که شعر همان شعر است.

نوشته شده توسط خلیل جوادی در جمعه بیستم دی 1387 ساعت 17:52 | لینک ثابت |
خليل جوادي شعرهاي تركي‌اش را چاپ مي‌كند

سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب
1387/08/12
11-02-2008
09:59:32
8708-06199: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب

خليل جوادي مجموعه‌اي از شعرهاي تركي خود را منتشر مي‌كند.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جوادي اين مجموعه را كه دربرگيرنده‌ي شعرهايي جدي‌اش و به زبان تركي است، در حال آماده‌سازي براي چاپ دارد.

او كه تصميم دارد همه‌ي آثارش را به صورت صوتي منتشر كند، مجموعه‌ي شعرهاي طنزش را هم با عنوان «محكمه‌ي الهي» از سوي انتشارات سوره‌ي مهر در دست انتشار دارد.

مجموعه‌ي «سمفوني جيرجيرك‌ها» شامل ترانه‌هاي جوادي به همراه چاپ دوم «خيابان‌خواب‌ها» هم از سوي نشر آواي كلار منتشر خواهد شد.

اين شاعر و ترانه‌سرا همچنين در توضيحي به ايسنا گفت: بعد از پخش شدن شعر محكمه‌ي الهي به صورت صوتي، متأسفانه اخيرا كارهايي در اينترنت پيدا مي‌شود كه نام مرا به عنوان سراينده و يا مؤثر در توليد آن‌ها عنوان مي‌كنند، كه اين نادرست است.

انتهاي پيام

كد خبر: 8708-06199
      نظر شما در مورد اين خبر
    نام
    پست الکترونيک
    پيام شما

    پر کردن فرم براي دريافت نظرات الزامي است

    امتياز به خبر

    نوشته شده توسط خلیل جوادی در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 ساعت 19:5 | لینک ثابت |
                                                                                                                                                           

     

     

      

     

     

     

    نوشته شده توسط خلیل جوادی در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 4:17 | لینک ثابت |

      rouzaneha@rouzaneha.org            زايشِ مان ، انسانيتِ مان ؛ و نه اصل و نسبِ مان ! 

         خانه           قلم ها             پيوند ها                             روز شد :   lundi, 09. juin 2008   

        آوا         اديبان

    سياسی / اجتماعی

    سبک فرنگی سنتی سازها بخشهای ديگر :
    متفرقه محلی

    کلاسيک

    قديمی
       

      " ثمين باغچه بان " از خود و کارهايش می گويد

     

         شاملو ، "مولوی" می خواند 

    1     2    3     4   5    6    7    8    9    10    11    12   13   14   15    16   17   18    19    20       

      خليل جوادی : محکمهء الهی

      ناظم حکمت   1   2   3   4   5   6   7     سيمين بهبهانیِ ترانه سرا : هوایِ گريه  [ بشنويد     متن را بخوانيد ]     دروغ ميگی... [ بشنويد     متن را بخوانيد ]   دوباره می سازمت وطن  [ بشنويد     متن را بخوانيد ]      (خواننده گان : همايون شجريان ؛ مهراج محمدی ؛  داريوش اقبالی )
       صدايِ فروغ     اشعاری از فروغ فرخزاد با صدایِ خودش ... و خسرو شکيبائی   1    2   3    4    5    6    7    8     9    10    11   12    13
      ميلاد « سايه »    زندگينامه و اشعارِ شهريار ( با صدایِ خودِ او و ديگران)
    «روزگار غريبي‌ست نازنين!»     سروده و صدا: احمد شاملو  ، ترانه‌خوان: داريوش اقبالي  ،    آهنگ ترانه: بابک افشار طنزخوانیِ شاملو :  «   فارسگليسی »
     مي‌خواهم از شما که از ما هزار بار بگوييد بگويند با قاري بزرگ / مي‌کاريم عشق بزرگ را، تا گل دهد به دامن بيزاري بزرگ.       آهنگي از ساخته‌هاي «اسفنديار منفردزاده» بر دکلمه شعري بلند از « اسماعيل خويي» که سالها پيش در يادمان «سعيد سلطانپور» سرود و با صداي خود خوانده است.                      در اينجا بشنويد!   سعيد سلطانپور      سعيد از زبان خودش         با کشورم چه رفته است         فلات را بنگر         سرود برای گل های سرخ         با خاطره شهيدان         سرود برای کردستان خون آلود     ستاره ی ممکن       ترانه جويبار        تيغ شب کاران         بهار ۵۱          پويان ۲        رودخانه پويان      چهار حرف         زمستان پنجاه    بر اين کرانه خوف   اگر از خواب برآيد بيمار          شانه به شانه با فلزکاران ، زمين کاران       خفتار 
        عليرضا قربانی « شاهنامه » می خواند  1   2    3   4
    نوشته شده توسط خلیل جوادی در جمعه پانزدهم شهریور 1387 ساعت 23:34 | لینک ثابت |
    برگزاری شب شعر طنز در فرهنگسرای ملل
    واحد هنری فرهنگسرای ملل دومین جلسه شبهای شعر طنز خود را برگزار می کند.

    به گزارش خبرگزاری مهر، در این برنامه شاعران عرصه طنز از جمله سعید بیابانکی، خلیل جوادی، اکبر کتابدار و امیر حسین مدرس به قرائت اشعار خود می پردازند.

    این برنامه از ساعت 18 روز یکشنبه سوم شهریور ماه در سالن شیشه ای فرهنگسرای ملل و به صورت رایگان برگزار می شود.

    فرهنگسرای ملل در بزرگراه آیت الله صدر، بلوار قیطریه، پارک قیطریه واقع شده است.

    تاریخ انتشار، تهران: ۱۰:۵۵  ,  ۱۳۸۷/۰۶/۰۱

    --------------------------------------------------------------------------------
    امانت داری و اخلاق مداری
    استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاري مهر " مجاز می باشد

    © 2003 Mehr News Agency
    نوشته شده توسط خلیل جوادی در یکشنبه دهم شهریور 1387 ساعت 22:7 | لینک ثابت |
    برآن شدم  تا راجع به چگونگی بسته شدن نطفه ی  

       غزل-مثنوی - ( خیابان خوابها ) مطلبی بنویسم .

    ----------------------------------------------------

    زمستان ۱۳۷۶ بود صبح که از خواب بیدار شدم  پنجره ی اطاق  بخار  گرفته بود  .

    پنجره را باز کردم  برف همه جارا سفید پوش کرده بود  نفس عمیقی کـــشیدم

    ریه هایم از هوای پــاک پر وخالی شد . شاخه های درختان که لباسی از حریر -

     سفید به تن کرده بودند مرا به ضیافتی عاشقانه دعوت می کردند .

    بعد از صرف صبحانه تصمیم گرفتم در آن هوای برفی ساعتی را در خیابان قدم -

     بزنم . از خیابان ابن یمین به سمت خیابان سهروردی حرکت کردم . مدارس

    تعطیل اعلام شده بود . بچه های خردسال مشغول برف بازی بودند .  زندگی

    در نگاهشان موج می زد. دختر های جوان بدون مانتو  و  روسری به سوی هم

    گلوله ی برفی پرتاب می کردند. در آن ساعت به علت بارش برف سنگین هیچ

    اتومبیلی در آن محدوده قادر به حرکت نبود  وبه همین دلیل دختر ها  نگـــران

    خودرو ماموران نیروی انتظامی نبودند که ناگهان سر برسد .

    راهم را به سمت پل سید خندان کج کردم . آن روز کـــاملا با روزهــای دیگـر -

    متفاوت به نظـــر می رسید و فکر می کــردم یکی از شاعرانه ترین روزهای

    زندگی من شروع شده است واحساس میکردم نطفه ی غزلی عاشقانه در-

    در درونم در حال شکل گیری است .

    اما در یک چشم به هم زدن مثل آدمی بودم کــه ناگهان از بهشت بـه جهنم

    پرتاب شده باشد . زیرا در زیر پل چند مرد خیابان خواب برای این که از سـرما

    در امـان بمـانند  به حرارت بدن یکــدیگر پـناه بــرده بودنــد   و با کـمی فاصــله

    یک نفر دیگر که خودش را  در پتوی کهنه ای پیچیده وبدون حرکت در گــوشه -

    ای افــتاده بود توجــه مرا به خودش جلب کرد نزدیک تر رفــته   دیـدم  او زن -

     مسنّی است که سر و رویش را با چند شال و روسری کهنه وچرک پوشانده -

    است  و عابران در حالی که پالتو زخیم به تن دارند و بخار نفس هاشان چـون

    مه غلیظ در هوا معلق است بی اعتنا  از کنار آنان می گذرند .

    آن نیّت اوّلیّه که برای قدم زدن در برف داشتم فراموش شد و به خانه برگشتم 

    نمی دانستم که چه باید بکنم . بغضی عجیب در گلویم گره خورده بود. 

     بی اختیار قلم و کاغذ برداشته و زمان و مکان را گم کردم . 

    طوفان که فرو نشست   توانستم  آن کاغذی را که خط خطی کرده بودم بخوانم

    و آن این بود :   باز بوی باورم ..........        

    نوشته شده توسط خلیل جوادی در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت 2:14 | لینک ثابت |
    گزارشي از هجدهمين كنگره سراسري شعر «ميلاد آفتاب» ؛
    يار آمد و رفت...

     

    * محمدرضا شالبافان

    وقتي براي اولين بار ميهمان كنگره سراسري شعر ميلاد آفتاب شدم، باورم نمي شد در روزگار رسانه هاي رنگارنگ و متنوع، دو، سه



    هزار نفر بيايند و سالن برگزاري كنگره را پر كنند. اصلاً باورم نمي شد كه اين همه آدم آمده اند تا شعر بشنوند و از شعر لذت ببرند.
    بعدها كه با برگزار كنندگان و ميهمانان صحبت كردم، فهميدم كه اين حضور پرشور مردم دو علت بيشتر ندارد: يكي اين است كه ولادت امام حسين(ع)، امام سجاد(ع) و حضرت عباس(ع) بهانه برگزاري اين كنگره است و يكي آن كه اين كنگره به وضوح مردمي است.بعضي به قول اصغر حاج حيدري، دبير هجدهمين كنگره سراسري شعر ميلاد آفتاب، حدود 80 درصد از هزينه كنگره توسط كمكهاي بدون چشمداشت مردمي تأمين شده است.امسال اين كنگره بزرگ و باشكوه هجده ساله شد و شايد با همين سن قانوني، نام خود را در دفتر ارادت به آستان اهل بيت(ع) جاودانه كرد.
    كنگره اي كه مانند سالهاي گذشته با حضور شاعران پيشكسوتي چون محمدعلي بهمني، يوسفعلي ميرشكاك، محمد جواد غفورزاده(شفق)، علي انساني و خسرو احتشامي در كنار شاعران ميانسال و جوان برگزار شد.
    نكته ويژه كنگره ميلاد آفتاب امسال، حضور انبوه شاعران طنزپردازي چون ناصر فيض، خليل جوادي، رضا رفيع و پريش شهرضايي بود. شعر خواني طنز اين شاعران، در كنار اجراي سعيد بيابانكي و شهرام شكيبا كه خود طنز پردازاني توانا هستند، فضايي شاد و سرزنده را براي مخاطبان رقم زد. فضايي كه در اين سالها كمتر در كنگره هاي آييني شاهد آن بوديم و انگار فراموش كرده بوديم كه در اعياد ميلاد ائمه و بزرگان ديني بايد شاد بود.
    البته اين دقت نظر از همان ابتداي شكل گيري كنگره بي شك مد نظر برگزار كنندگان بوده است كه اعياد شعبانيه را براي برگزاري آن برگزيده اند.
    نكته ديگر هجدهمين كنگره سراسري شعر ميلاد آفتاب، برگزاري نشست ويژه كودك و نوجوان در حمايت از بيماران خاص بود. نشستي كه بنا بود با شعر خواني افشين علا و مصطفي رحماندوست برگزار شود اما ميهمانان اين نشست به دلايل شخصي در آخرين لحظات، نيامدند تا نشست با حضور شاعران كودك و نوجوان استان اصفهان برگزار شود، هرچند كه خيلي هم فرقي نمي كرد. هدف خانواده هايي كه براي فرزندان خود بليت تهيه كرده بودند مقدس تر از اين هايي بود كه با نيامدن يكي دو شاعر خدشه دار شود. اين نشست با استقبال شديد مخاطبان برگزار شد.
    دفتر هجدهمين كنگره سراسري شعر ميلاد آفتاب بسته شد اما بي ترديد حكايت اين كنگره ادامه خواهد داشت، زيرا كنگره هايي از اين جنس بستگي معني داري به نظر مسؤولان ندارند تا با يك تغيير نظر، زير و رو شوند

    نوشته شده توسط خلیل جوادی در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت 1:40 | لینک ثابت |

     
    خليل جوادي:
    مبارزه و شهادت، از گذشته‌هاي دور عرصه‌ي جولان شعر بوده است
    پرداختن به سطوح دردمند و طبقه‌ي فرودست، از اساسي‌ترين دغدغه‌هاي شاعران فارسي‌زبان است 

     
     
    خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
    سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات



    به اعتقاد خليل جوادي، مفاهيمي همانند مبارزه و شهادت، از گذشته تا به امروز هميشه عرصه جولان شعر بوده است.


    اين شاعر وترانه‌سرا در گفت‌وگويي با بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در پاسخ به اينكه شعر گفتن درباره يك مبارز شهيد يا سطوح دردمند جامعه چقدر مي‌تواند دغدغه يك شاعر باشد، در ادامه مطلب بالا يادآور شد: اگر ادبيات كهن را مرور كنيم، به خصوص در حيطه اسطوره‌شناسي، به شاعراني برمي‌خوريم كه اشعار زيادي در مورد مبارزان و شهدا سروده‌اند. به عنوان مثال مي‌توان به فردوسي اشاره كرد. در شاهنامه حكيم توس رستم و كاوه آهنگر مصداق بارز مبارزه و ظلم ستيزي هستند. سياوش يك شهيد است و آرش كمانگير مبارزي است شهيد كه تير جانش را از كمان تن رها مي‌كند.


    وي با اشاره به تداوم اين مفاهيم در شعر شاعران ادوار مختلف، خاطرنشان كرد: به عنوان مثال مي‌توان از احمد شاملو نام برد و شعر «وارطان سخن نگفت»اش يا محمدرضا دكتر شفيعي كدكني كه مي‌گويد:


    آن عاشقان شرزه كه با شب نزيستند


    رفتند و شهر خفته ندانست كيستند


    فريادشان تموج شط حيات بود


    چون آذرخش در سخن خويش زيستند


    جوادي با اشاره به اين روند در شعر شاعران بعد از انقلا و جنگ توضيح داد: بعد از اين دو واقعه مي‌بينيم كه شاعران ايران با ورود به اين دوره تاريخي، تحولي را در شعر به وجود آوردند؛ خصوصا در حوزه زبان، تشبيه و استعاره كه به ساده‌گويي گراييدند و در اين دوره است كه سبك نيوكلاسيك به وجود مي‌آيد.


    وي با عنوان اينكه پرداختن به سطوح دردمند و طبقه فرودست جامعه يكي از اساسي‌ترين دغدغه‌هاي شاعران فارسي زبان بوده است، اظهار داشت: آنها همواره به اين موضوع پرداخته‌اند؛ به عنوان مثال پروين اعتصامي در قطعه «اشك يتيم»:


    روزي گذشت پادشهي از گذرگهي


    فرياد شور و شوق ز هر كوي و بام خاست


    پرسيد زان ميانه يكي كودكي يتيم


    كاين تابناك چيست كه بر تاج پادشاست


    نزديك رفت پيرزني گوژپشت و گفت


    اين اشك ديده‌ي من و خون دل شماست


    اين شاعر درباره تاثير فقر در زندگي اجتماعي گفت: بر كسي پوشيده نيست كه فقر در كشور ما همواره موجب فجايعي دلخراش و رقت‌انگيز مي‌شود و صفحات حوادث روزنامه‌ها هر روز گوياي اين مطلب است. اخيرا خواندم كه پدري دختر شيرخواره‌اش را به دليل اينكه قادر به تامين مخارجش نبوده، خفه كرده است يا به علت فقر مفرط تمامي اعضاي خانواده را به قتل مي‌رساند تا از رنج زندگي خلاص شود.


    وي ادامه داد: اينها مسائل آشكاري است كه مي‌بينم چه بسيار خانواده‌هايي كه به دليل نجابت ذاتي و اصالت خانوادگي، در فقر پنهان به سر مي‌برند و با سيلي صورت خود را سرخ نگه مي‌دارند. اين در حالي است كه بعضي تازه به دوران رسيده‌ها براي جشن عروسي فرزندانشان هزينه‌هاي ميلياردي مي‌كنند و اين كار صرفا براي تفاخر، خودنمايي و التيام عقده‌هاي فروخفته دور و درازي است كه در گذشته‌هاي دور آبا و اجدادي آنها ريشه مي‌تواند داشته باشد.


    شاعر مثنوي ”خيابان‌خواب‌ها” گفت:‌ در كشور ما فقر فرهنگي به مراتب بيشتر از فقر مالي و تبعات آن گسترده و فاجعه‌بار تر است. بسياري از جرايم، از قبيل قتل عمد، نزاع، سرقت، شرارت و معضلاتي چون طلاق، در فقر فرهنگي ريشه دارند.


    وي يادآور شد: با اين چشم‌اندازي كه ارايه شد، طبيعي است كه مسائلي از اين دست، دل هر شاعر آزاده‌اي را به درد بياورد و دغدغه‌اي شود براي سرودن شعرهاي اجتماعي.


    جوادي در پاسخ به اينكه مسائل جامعه امروز همانند مسائل حكومتي يا جريانهاي مختلف ادبي مثل فرم، زبان و ژستها و مدها چقدر باعث مي‌شود كه شاعر از مضامين و مفاهيم و واقعيات اجتماعي دور بماند، توضيح داد: برداشت من از اين مساله چندوجهي است؛ شما در ذهن خود، مسائلي را كه به آنها اشاره شد، معضلي مي‌پنداريد كه مانع ورود شاعر به حوزه واقع‌بيني و مفاهيم اجتماعي است. پس منظور شما از مسائل حكومتي بايد مداحان نارواي زر و زور و بادمجان دور قاب چين‌هاي قدرت باشد.


    او تصريح كرد: كسي كه چنين مي‌كند، از همان ابتدا مصمم است كه واقعيت‌ها را وارونه جلوه دهد. معلوم است كه اين افراد دغدغه‌ي اجتماعي ندارند و درد جامعه درد آنها نيست.


    خليل جوادي متذكر شد: در دوره‌هاي مختلف تاريخي، بسياري از اين شاعران را مي‌بينيم كه در مدح فلان پادشاه نالايق و فلان امير مذموم، قصيده‌هاي بلندي سروده و صله‌هاي فراوان گرفته‌اند و امروز نام آنها را فقط در تذكره‌ها مي‌توان يافت. هنرمندان و شاعران هوشمند به خوبي به اين معنا واقفند كه تاريخ تكرار مي‌شود؛ همانگونه كه شب و روز تكرار مي‌شوند. رودكي مي‌گويد آنكه نامخت از گذشت روزگار ، هيچ ناموزد ز هيچ آموزگار.


    وي درباره نقش جريانهاي ادبي در همين زمينه اشاره كرد: بايد توجه داشت كه پديده‌هايي مثل فرم زبان و مسائل تكنيكي مثل عروض، قافيه و صنايع بديعي، را براي شعر، يك امكان به حساب مي‌شود به حساب آورد و اينها ابزارهاي شعر هستند؛ همانطور كه مصالح ساختماني وسيله و ابزاري است براي ساخت خانه. اما اغراق در فرم و شكل ظاهري، سبب غافل شدن از استحكامات ايمني و مسائل اساسي در يك ساختمان مي‌شود. و به قول شاعر: خانه‌اي از پاي ويران است / خواجه در فكر نقش ايوان است.


    وي در پايان گفت: شاعر اجتماعي قبل از هر چيز اول بايد به خودش راست بگويد اهل درد باشد. شعري كه از سر درد و صادقانه گفته شود و شعري كه از سرچشمه زلال شعور شاعر سرازير شود، قطعا به دل مخاطب نشسته و ماندگار خواهد شد.


    انتهاي پيام

    نوشته شده توسط خلیل جوادی در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت 0:31 | لینک ثابت |
     
    offshore